ایران دوباره قد می‌کشد؛ با کوه‌هایی افراشته، با ریشه‌هایی عمیق در خاک و نگاهی رو به افق‌های بلند. 

چون فروردین سر برآورد،
اسب از خوابِ اسطوره برخاست و زمان، لگام از دست کهنگی رها کرد.اسب، فرزندِ باد است و خاک؛ از نفسِ کوهستان نیرو می‌گیرد و بر شانه‌های دشت‌های ایران می‌تازد.میان زمین می‌دود و آسمان را به یاد می‌آورد؛ نه برای گریز، که برای رسیدن. در این خاکِ کهن، از البرزِ افراشته تا زاگرسِ استوار، ردِّ پاهای اسب، یادگارِ حماسه‌هاست. اینجا، رخش زیرِ دستِ رستم بالید، اسب‌ها در شاهنامه نام گرفتند و قهرمانان، راه را با تاختن معنا کردند.ایران دوباره قد می‌کشد؛ با کوه‌هایی افراشته، با ریشه‌هایی عمیق در خاک و نگاهی رو به افق‌های بلند.
سال یک هزار و چهارصد و پنج بر شما نیک باد.


شیرآلات البرزروز